بحـرانِ نوشـیدن چای
هر واقعه ای در تنـهایی بحران عـــسد!
 

وقتی به هیچ سمتی نمیتونی بری.

 ۱۳٩٥/٩/٩ | ٥:٠٥ ‎ق.ظ  | چــیندیـکـآ | نظرات ()

..Missing is a part of moving on 

 ۱۳٩٥/٩/٧ | ۱:۱۱ ‎ق.ظ  | چــیندیـکـآ | نظرات ()

What the hell is this

 ۱۳٩٥/٩/٥ | ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ  | چــیندیـکـآ | نظرات ()

من همانم که شبی عشق به تاراجش برد.

 ۱۳٩٥/٩/٥ | ٩:٢٧ ‎ق.ظ  | چــیندیـکـآ | نظرات ()

 ...Tell me about real friend`s characteristic

 ۱۳٩٥/٩/۱ | ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ  | چــیندیـکـآ | نظرات ()

ای یار، ای یگانه ترین یار!

آن شراب مگر چند ساله بود؟!

 ۱۳٩٥/۸/٢٧ | ۱٠:٠٧ ‎ق.ظ  | چــیندیـکـآ | نظرات ()

اصلا به جهنم رو گذاشتن واسه همین وقتا

 ۱۳٩٥/۸/٢٦ | ٩:۳۸ ‎ق.ظ  | چــیندیـکـآ | نظرات ()

پروردگارا خواب را بر این بنده حقیر نازل بفرما 😐

 ۱۳٩٥/۸/٢٥ | ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ  | چــیندیـکـآ | نظرات ()

آدم بعضی وبلاگا رو میخونه افسردگی میگیره:// آخه آدم انقد خوش .

 ۱۳٩٥/۸/٢٤ | ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ  | چــیندیـکـآ | نظرات ()

سخت یه چیزه..حس کردن و لمس کردنش یه چیز دیگه..

انقدر حالت بد باشه که هیچی نتونی بخوری،5کیلو وزن کم کرده باشی، یه چیزی درونت باشه که از تو داره تغذیه میکنه ولی تو مطمئن نیستی که تلاشت واسه رسوندن انرژی به اون کافی بوده یا نه..نمیدونم این حرفام چقدر قابل درکه ؟کسایی که منو میخونین میتونین حسش کنین؟ اما دوست دارم بگم..حسو و حالم رو بگم..میتونین درک کنین که وقتی دکترت یه چیزی رو قدغن کرده واست نه اینکه بگه شدنی نیست،بهت گفته که چقدر سخته و اگه خودت به خودت کمک نکنی هیچ کمکی از دست کسی برنمیاد جز خدا.و تو دایم با خودت تکرار میکنی خدا کمکم کن..چیزی درون منه که ضربانش الان ده ها برابر من داره میزنه و من فقط با انرژی که به خودم میدم میتونم ضربان خودمو واسه سلامتی اون تنظیم کنم..وسط راهی خودمو گذاشتم که شاید هرکسی جای من بود سن من رو داشت آینده ای که میتونستم داشته باشم رو میتونست تصور کنه اصلا سمت این کار نمیرفت... دکترم موارد مشابه رو بهم معرفی کرده که بهم کمک کنن..با یکیشون حرف زدم. و دوست شدم ،اون چیزی داشت که من ...

خواستم مادر بشم که بعضی چیزا رو داشته باشم..شاید تصمیمم خودخواهانه بود اون لحظه به خودم فکر کردم نه به بچه ای که قرار بود بیاد..ولی من منتظرشم بیاد و با تمام عشقم بزرگش میکنم اون چیزایی که نیاز داشتم خیلی وقتا یکی به من بگه و نمیدونستم رو بهش یاد میدم هرلحظه شو میذارم زندگی کنه صدبار هم اگه اشتباه کنه کنارش وایمیسم و حمایتش میکنم..اون بالاخره مثل من یه روزی عاشق میشه..بهش کمک میکنم که به اونی که میخواد برسه حتی اگه ضرر کنه..چه مصلحتی میتونه بالاتر از عشق باشه؟!!!! تو بیااااا من همه زندگیمو میریزم پای تو...هیچ وقت نشد واسه خودم زندگی کنم ولی تو واسه خودت زندگی کن ...همه ثانیه هات مال خودت مدیون من نیستی..تو فقط بیا.. :(

من این روزا دقیقا همون آدمی م که بین کلی آدم احساس تنهایی میکنه.

 

 ۱۳٩٥/۸/٢٤ | ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ  | چــیندیـکـآ | نظرات ()

همیشه با عنوان مطلب مشکل داشتم، واسه همینم دیگه تلاشی واسه انتخاب عنوان نمیکنم..

اینجا رو دوست دارم، دقیقا مثل یه پناهگاه میمونه که میتونم تنهایی چند دقیقه ای بشینم اینجا...

خواب سقوط یه هواپیما رو دیدم ، خیلی دهشتناک :\ بود..از وقتی داشت سقوط میکرد تا وقتی که با صدای خیلی مهیبی افتاد رو زمین..نمیدونم معنی خاصی داره یا نه..

 ۱۳٩٥/۸/٢۳ | ٩:۱۱ ‎ب.ظ  | چــیندیـکـآ | نظرات ()

یکی از سخت ترین کارا بازکردن سر صحبت با کسیه که قبلا باهاش صمیمی بودی اما الان شاید جزء خاطرات خیلی دورش شدی..

 ۱۳٩٥/۸/٢۳ | ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ  | چــیندیـکـآ | نظرات ()

ممکنه سفرای زیادی تو زندگیت رفته باشی،اما یکی دوتاشون هستن که خاطره هاش ولت نمیکنه...صبح بیدار میشی پتو رو دور خودت میپیچی صورتت رو فرو میکنی تو پتو و غرق میشی تو خاطره ها..دوست نداری از جات بلند شی رویاتو خراب کنی..و دوباره از اول شروع میکنی... 

بعضی نبودن ها هیچ جبرانی ندارن.

 

.

 ۱۳٩٥/۸/٢٢ | ۳:۳٥ ‎ق.ظ  | چــیندیـکـآ | نظرات ()

وقتی با یکی دردو دل می کنی، درست مثل اینه که یه چک سفید امضا بدون تاریخ بهش میدی که هرموقع هرجورخواست ازش استفاده کنه..حواست باشه با کی دردو دل میکنی...بعضیا جنبه ندارن حتی یک جمله از زندگیتون رو بهشون بگین.

 ۱۳٩٥/۸/٢٠ | ۱:۳٥ ‎ق.ظ  | چــیندیـکـآ | نظرات ()

آدما واسه گفتن درداشون به کلمات محتاجند..کسی که بدون شنیدن یک کلمه حرفت و دردت رو بفهمه بهش میگن دوست...

 ۱۳٩٥/۸/۱٩ | ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ  | چــیندیـکـآ | نظرات ()

← صفحه قبل صفحه بعد →

ابزار وبمستر

ابزار وبمستر